عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

147

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

حاصل نمودند . اسفنديار به نماز و ستايش خداوند پرداخته سپس با دوستان با كل و شرب مشغول گرديد و آنگاه امر باحضار گرگسار نمود و پس از دادن غذا و شراب او را گفت : حالا از منزلى كه فردا خواهيم ديد براى من بگو . گرگسار جواب داد شاها خداوند تو و همراهانت را از پنج بلا محافظت كرده است منزل ششم محلّى است كه سرماى آن كشنده و بقدرى برف در آن مىبارد كه همه‌چيز را ناپديد مىكند و چنان بادى در آن ميوزد كه موجودات زنده را به حال استخوان پوسيده درمىآورد . اسفنديار جمله‌اى بمضمون اين شعر ادا نمود : لقد احسن الربّ فيما مضى * كذلك يحسن فيما بقي « 1 » و آنگاه امر به حركت داد و پس از طى يك شب و روز هنگام طلوع آفتاب به منزل رسيد . داستان اسفنديار در خان ششم و سلامت او در شدائد آن اسفنديار و عساكرش در هواى صاف و مطبوع و ملايمى به منزل رسيدند ولى تازه خيام خود را برپا و در آن مأوى گزيده بودند كه ابرها متراكم ، خورشيد از نظر غائب و هوا منقلب گرديد و طوفان پديدار گشته چنان باد شديدى وزيدن گرفت كه خيام عساكر را سرنگون ساخته سنگ و شن بيابان را به صورت آنان كوفت ضمنا آثار برف و سرماى شديد نمودار گرديد . پس برف با قطعات درشت و متراكم در كمال تندى و مداومت شروع بباريدن كرد به نحوى كه زمين سراسر سفيد شد و ريزش برف سه روز و سه شب ادامه يافت و قشرى بارتفاع يك نيزه بر زمين تشكيل داد همين كه آسمان قدرى باز شد سرما چنان رو بشدّت گذاشت كه بزاق را در دهان و اشك را در ديدگان منجمد ميساخت و ادرار ستوران قبل از رسيدن به زمين مانند چوبى كه در زمين فرو كرده باشند تبديل بيخ ميشد همين كه سپاهيان مشرف به هلاكت شدند و بسيارى دست و پاشان يخ زد و بينى جمعى منجمد شده بر زمين افتاد اسفنديار برادر و فرزندان

--> ( 1 ) خداوند در گذشته بما عنايت فرمود در آينده هم لطف خود را دريغ نخواهد داشت .